کریسمس رو به همه دوستان تبریک می گم. برای بچه هایی که اینور آب درس می خونن کریسمس معنیش یه خورده بیشتره. تموم شدن ترم fall و شروع شدن تعطیلات، به خصوص برای MIT که تعطیلاتش از همه دانشگاههای دیگه طولانی تره! یه فرقی هم که این تعطیلات با تابستون می کنه اینه که همه میرن مسافرت. بخصوص توی شهرهای این سمت که هوا سرده همه جل و پلاسشون رو جمع می کنن یه سر می رن ایالتهای جنوبی و اینجا تبدیل می شه به شهر مردگان.
هفته اخیر هم ما با یه سری از رفقا رفتیم مسافرت. ولی بجای یه ایالت سه ایالت! Nevada, Arizona و California. اول از همه رفتیم Las Vegas. دو روز اونجا بودیم و بعد از دیدن Grand Canyon رفتیم Phoenix. فردای اون روز هم Organ Pipe Cactus National Monument که یه پارکه نزدیکهای مرز مکزیک (داستان داره ها!) پر از انواع و اقسام کاکتوس. شب هم راه افتادیم به سمت San Diego. اونجا یه سری جا مثل San Diego Zoo و Wild park و Legoland رو دیدیم. روز آخر هم بعد از یه توقف چند ساعته توی Irvine برگشتیم Las Vegas برای رسیدن به پروازمون.
این ضرب المثل خیلی قشنگیه که می گه "بسیار سفر باید تا پخته شود خامی". چیزایی که تو این مسافرت یاد گرفتم خیلی زیاده و نمی شه همش رو اینجا بگم ولی سعی خودم رو می کنم:
۱. همونطور که همگی می دونین فرق Las Vegas با شهر های دیگه وجود قمار خونه است. این دستگاههای قمار هم هر جایی که فکرش رو بکنید وجود دارن. از گیت های فرودگاه گرفته تا پمپ بنزین. من اون موقع بیرون هتل بودم و ندیدم ولی بچه ها می گفتن توی لابی هتل یه نفر که کلش بخاطر باختن حسابی سوت کشیده بود رو دیدن که افقی شد و بلافاصله یه پلیس و چند تا پرستار بالای سرش حاضر شدن که ببرنش بیمارستان!!!
پولی در میارن این قمار خونه ها. اون هم به چه شیوه هایی! فکرش رو بکنید یه نفر ساعتها وقتش رو برای این بذاره که یه quarter بندازه توی یه دستگاه تا دستگاه بهش بگه که برنده شدی یا نه! باور کنید اغراق نمی کنم. برای بعضی از بازیها تنها کاری که کاربر می بایست می کرد این بود که یه پولی بندازه توی دستگاه، همین! قراره پول احمق ترین آدمها هم گرفته بشه.
۲. اگه با رفقاتون می رین مسافرت حتما قبلش شیوه تصمیم گیری در طول سفر رو توافق کنین. مثلا اینکه تصمیم گیریتون طبق دموکراسیه، دیکتاتوریه و یا نظر جمعه! ما توی مسافرت از روش سوم استفاده کردیم ولی از شش نفر یکی، دو نفر بیشتر توی جمع نبودن!
۳. محمد رضا گفته بود که می خواد آهنگش رو بذاره تو وبلاگش اینه که به اونجا ارجاع می دم.
۴. قسمت Arizona توی سفرمون همش بخاطر دیدن بیابون بود. من که واقعا هیجان زده بودم. یک سال و نیمه که بیابون ندیدم. حتی توی Texas هم از این خبرا نبود. یه جاده صاف و بدون پیچ و خم، زمین های اطراف جاده با پوشش خار و کوههایی در افق. شاید به نظرتون احمقانه بیاد ولی از جاده های پر از پیچ و خم و سر سبز Massachusetts واقعا خسته شدم. هر جای این زمین صفای خودش رو داره!
۵. دوستانی که توی آمریکا هستن احتمالا داستانهایی در مورد این شنیدن که فلانی داشته توی جاده های اطراف مرز آمریکا رانندگی می کرده و متوجه هیچ تابلویی نشده و از مرز خارج و شده و .....نمی دونم این داستانها تا چه حد درستن ولی یه تجربه ای ما داشتیم، که هم برامون خیلی آموزنده بود و هم عجیب که چرا قبل از این هیچی در موردش نشنیده بودیم.
همونطور که گفتم ما توی Arizona یه سر رفتیم Organ Pipe Cactus National Monument که یه پارک پر از کاکتوسه. این پارک نزدیک مرز مکزیکه و ما هم با توجه به داستانهایی که گفتم کاملا مواظب بودیم که توی مسیر از مرز رد نکنیم غافل از اینکه باید فکر برگشتشم می کردیم!
توی مسیر برگشت یه جایی شبیه پلیس راه ما رو نگه داشتند و بعد از پرسیدن ملیت برای چک کردن مدارک ما رو ۴ ساعت علاف کردن. با توجه به اینکه اونجا نزدیک مکزیک بود و مهاجرت غیر قانونی مکزیکی ها به آمریکا یکی از دغدغه های اصلی دولتمردای آمریکاس، فکر کردیم که اونها بخاطر این مساله به ما گیر دادن. ولی خودشون می گفتن این بساط نزدیکای همه مرزهای آمریکا هست. می گفتن که ما می ترسیم تروریستها از مرزهای ما عکس برداری کنن و یه سری اطلاعات بدست بیارن و از اونها برای کارهای تروریستی استفاده کنن. حتی وقتی بهشون گفتیم ما از اینجا می خوایم بریم San Diego گفتن موقع خروج از اونجا هم به همین دلیل به شما گیر می دن. که این اتفاق اونجا هم افتاد، گرچه اونجا فقط پاسپورتمون رو چک کردن و علافمون نکردن.
خلاصه چیزی که می خواستم بگم اینه که این قضیه علاف شدن نزدیک مرز رو همیشه تو مسافرتهاتون به ذهن بسپرین و وقتی داستانهای خروج از مرز رو تعریف می کنین این داستانها رو هم تعریف کنین. واسه همه ما خیلی عجیب بود که چرا هیچ چیزی در این مورد نشنیده بودیم. بخصوص در مورد شهری مثل San Diego که رفت و آمد توش خیلی زیاده.
۶. دیدم اگه این مطلب رو هم بنویسم یا این پست خیلی طولانی می شه و خسته کننده و یا حق مطلب ادا نمیشه. اینه که به پستهای آینده ارجاع می دم (اگر خدا بخواهد).
۷. توی Irvine می شه کله پاچه خورد. من که حسابی هیجان زده شدم. جاتون خالی....توی بوستون خیلی خوش شانس باشی می شه قورمه سبزی خورد ولی اونجا دیگه اصلش بود.
علاوه بر اون رستوران یه فروشگاه رفتیم که به بزرگی Star Market خودمون بود و پر بود از چیزای ایرانی. از مواد غذایی مهرام تا کلوچه نوشین و مجله جدول و سرگرمی که هفته پیشش توی ایران چاپ شده. یکی از رفقایی که همونجا زندگی می کرد برای اینکه حق مطلب ادا شه گفت اینجا از "سنگ پا" گرفته تا "شلنگ دستشویی" پیدا می شه!
۸. آمریکا یه دونه ساعت نداره و از یه ایالت به ایالت دیگه، ساعت ممکنه عوض شه و یا اینکه عوض نشه. پس قبل از مسافرت حتما این چیزا رو خیلی دقیق چک کنین.